درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : سید داود ساجد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
نگاهی به ژرفای نگاه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 11 خرداد 1393 :: نویسنده : سید داود ساجد

از امام سجاد(علیه السلام)  نقل شده كه فرمود: كوفیان نزد امام على(علیه السلام)  آمده از نیامدن باران شكایت كردند و گفتند: (از خدا) براى ما باران بخواه ، امیر مومنان(علیه السلام)  به حسین(علیه السلام)  فرمود: برخیز و از خداوند طلب باران كن !
او برخاسته حمد و ثناى الهى به جاى آورده و بر پیامبر(صلی  الله علیه وآله)  درود فرستاد و عرض كرد: بارالها! بخشنده خیرات و نازل كننده بركات ! آسمان را بر ما سرشار ببار، و ما را از بارانى بسیار فراگیر، انبوه ، پر دامنه ، پیوسته ریزان ، روان و شكافنده (زمین هاى خشك و تشنه ) - كه با آن از بندگانت ناتوانى را بردارى و زمین هاى مرده را زنده سازى - سیراب فرما. آمین اى پروردگار جهانیان.
او دعاى خود را به پایان نبرده بود كه ناگهان خداوند باران (سیل آسا) فرستاد. عربى بادیه نشین از برخى نواحى كوفه آمد و گفت : دره ها و تپه ها را پشت سر گذاشتم ، در حالى كه آب یكى در دیگرى (از فراوانى ) پیچ و تاب مى خورد.

موسوعه كلمات الامام الحسین ، ص 133





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : داستان، داستان أئمه، داستان امامان، داستان واقعی، داستان جذاب،
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب