تبلیغات
نگاهی به ژرفای نگاه - نتیجه اهانت به قرآن
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : سید داود ساجد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
نگاهی به ژرفای نگاه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 27 دی 1396 :: نویسنده : سید داود ساجد

آیت الله شیخ مجتبی قزوینی ، رحمة الله علیه ، عارف و استاد بزرگ اخلاق و معنویت ، فرمودند : از صحن مبارک امام رضاعلیه السلام ، عبور میکردم، شخصی را دیدم که در یکی از غرفه های اطراف صحن ، مشغول تلاوت قرآن بود ، شخصی به او نزدیک شد و با پایش به دست او زد ، قرآن به روی زمین پرت شد و با پرخاش گفت :

این چیست که خودت را به آن سرگرم کرده ای ؟ من از این حادثه خیلی ناراحت شدم و ناگهان آیه ای به قلبم خطور کرد و دیدم که آن مرد ، در همان لحظه ، دلش درد گرفت و ناله اش بلند شد .

من به آن شخص نزدیک شدم و به او گفتم :

آیه ای از قران کریم در نظرم آمد و تو را این گونه دردمند و عاجز کرده است . آیا این دلیل بر حقانیت قران نیست ؟

آن شخص شروع به التماس کرد تا او را از آن حالت جانکاه بدر آورم . برایش دعا کردم و حالش خوب شد .

مدتی از این ماجرا سپری شد . تا این که یک روز ، شخصی با ظاهری خداپسند ، نزد من آمد و گفت : آیا مرا می شناسی ؟ گفتم : خیر .

گفت : من همان فردی هستم که آن حادثه برایم پیش آمد و از آن روز به بعد ، به برکت نفس قّدس و قرآنی شما ، در طریق هدایت قرار گرفتم و زندگیم کاملاً دگرگون شده است .

 





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : داستان های اعجاب انگیز، داستان های قرآنی، داستان واقعی، داستان قرآن، داستان، قصه،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب