تبلیغات
نگاهی به ژرفای نگاه - نهایت از خودگذشتگی
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : سید داود ساجد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
نگاهی به ژرفای نگاه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 14 دی 1396 :: نویسنده : سید داود ساجد
در جلد نهم بحارالانوار ص 514 از تفاسیر عامه نقل مى كند كه: مردى پیش ‍ رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) آمد و از گرسنگى شكایت كرد. آن جناب فرستاد به نزد زنهاى خود كه اگر خوراكى پیش شما یافت مى شود براى این مرد بدهید. گفتند غیر آب چیزى اینجا پیدا نمى شود. پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود : من لهذا الرجل اللیلة ؛ كیست امشب این مرد را خوراك دهد. على (علیه السلام ) عرض كرد من امشب او را مهمان مى كنم .
آنگاه امیر المؤ منین (علیه السلام) به خانه پیش فاطمه زهرا (علیها السلام) آمد. پرسید خوراكى یافت مى شود كه این مرد را پذیرائى كنیم ؟ فاطمه (علیها السلام ) عرض كرد مختصرى كه بچه ها را كفایت كند هست ولى مهمان را بر فرزندان خود مقدم مى دارم .
حضرت فرمود : نومى الصبیة و اطفى ء السراج ؛ بچه ها را بخوابان و چراغ را خاموش كن

چراغ را خاموش كرد، ظرف غذا را كه بر زمین گذاشت على (علیه السلام ) دهان خود را حركت مى داد و چنان مى نمود كه مشغول خوردن است تا میهمان با خاطرى آسوده غذا بخورد. همین كه آن مرد به اندازه كافى غذا خورد دست كشید. كاسه را به فضل خداوند پر از غذا یافتند. صبحگاه امیر المؤ منین (علیه السلام) براى نماز به مسجد رفته بود بعد از انجام فریضه ، پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) به على (علیه السلام) نگاهى كرد و قطرات اشك از دیده فرو ریخت . 

فرمود : یا ابالحسن دیشب خداوند از عمل شما در شگفت شد و این آیه را فرستاد و یؤ ثرون على انفسهم و لوكان بهم خصاصة(1)، دیگران را بر خویش مقدم مى دارند اگر چه خود تنگدست و گرسنه باشد. منظور على و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام ) مى باشند.(2)

----------------------------------------------------
1- سوره حشر آیه 9
2- نهم بحار، ص 514.

منبع: آگاه شویم، حسن امیدوار،جلد هفتم




نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : داستان اهل بیت، داستان های قدیمی، داستان واقعی، داستان و قصه، داستان مذهبی، داستان حضرت علی،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب