تبلیغات
نگاهی به ژرفای نگاه - شجاعت بی نظیر
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : سید داود ساجد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
نگاهی به ژرفای نگاه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 21 تیر 1393 :: نویسنده : سید داود ساجد



در جنگ جمل ، حضرت على (علیه السلام) فرزندش محمد حنفیه را طلبید و نیزه خود را به او داد و فرمود: با این نیزه به سپاه دشمن حمله كن !
محمد حنیفه نیزه را گرفت و به دشمن حمله كرد، گروهى از سپاه دشمن جلوى او را گرفتند، او نتوانست پیش روى كند، به عقب برگشت و به خدمت پدر رسید. در این هنگام ، امام حسن (علیه السلام) نیزه را گرفت و به سوى دشمن شتافت. پس از مدتى، با نیزه اى خون آلود نزد پدر آمد. هنگامى كه محمد حنفیه آن شجاعت را از امام (علیه السلام) مشاهده كرد، بر اثر احساس شكست، سرافكنده شد. حضرت على (علیه السلام) به او فرمود: ناراحت نباش! او پسر پیامبر و تو پسر على هستى !


بحارالانوار، ج 43، ص 345





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب